الشيخ عزيز الله عطاردي (مترجم: عطائى)
83
مسند الإمام المجتبى (ع) (مسند امام مجتبى ع) (فارسى)
رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم از خواب بيدار شد ، فاطمه عليها السلام به حسن و حسين عليهما السلام فرمود : عزيزان من ! جدّتان مهيّاى خواب است ، اكنون برگرديد و او را به حال خودش بگذاريد ، وقتى كه بيدار شد بر مىگرديد ! گفتند : ما اكنون از جدّمان جدا نمىشويم ! پس حسن روى بازوى راست پيامبر و حسين روى بازوى چپ پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم خوابيدند ، چرتى زدند و پيش از آنكه پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم بيدار شود ، بيدار شدند ، و فاطمه عليها السلام هم وقتى كه آنها خوابيده بودند ، به خانهء خودش برگشت . حسن و حسين عليهما السلام از عايشه پرسيدند : مادرمان چه شد ؟ گفت : وقتى كه شما خوابيديد ، به خانه برگشت ، آنها در همان تاريكى شب پر رعد و برق در حالى كه آسمان به شدت مىباريد ، بيرون شدند ، پس نورى براى آنها ساطع شد و آنان همواره در روشنايى آن نور راه مىرفتند و با هم حرف مىزدند تا به باغ بنى نجّار در آمدند . همين كه به آن باغ رسيدند ، سرگردان ماندند نمىدانستند كجا بروند ! پس حسن ، به حسين عليه السلام فرمود : ما سرگردان به اين حال ماندهايم ، نمىدانيم كجا برويم ! چارهاى نداريم جز اينكه اكنون بخوابيم تا صبح كنيم ! حسين عليه السلام گفت : اختيار با شماست ، هر چه صلاح مىدانيد انجام دهيد ! پس هر دو خوابيدند و هر كدام دست به گردن ديگرى و خوابشان برد . پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم از خوابى كه رفته بود ، بيدار شد و سراغ ايشان را در